درباره کتاب دختری که رهایش کردی:
کتاب دختری که رهایش کردی ، کتابی که نمی توانید زمین بگذارید اثر جوجو مویز ترجمه کتایون اسماعیلی از انتشارات میلکان می باشد.
جایی که امید کمکم رنگ میبازد…
گاهی زندگی به نقطهای میرسد که دیگر حتی درد هم مثل قبل معنا ندارد. فقط یک سنگینی مبهم در بدن میماند. خستگی. تب. و حسی از فروپاشی آرام.
راوی داستان در چنین لحظهای قرار دارد. بدنی که از درد میسوزد. ذهنی که دیگر توان مقاومت ندارد. و آیندهای که انگار از قبل نوشته شده است.
او را از پشت کامیون پایین میآورند. بهزور. بیرحمانه. اما حتی همان لحظه هم واکنشش شبیه کسی نیست که هنوز برای دفاع از خودش انرژی دارد. بیشتر شبیه کسی است که با سرنوشتش کنار آمده.
صبح مهآلود است. هوا سرد و سنگین. در دوردست، حصار سیمخاردار دیده میشود. و دروازهای بزرگ که روی آن نامی حک شده: استروهن.
همهچیز قبل از ورود، معنا را از آدم میگیرد. ساختمانها، سکوت، برجهای دیدهبانی. انگار اینجا برای توقف زندگی ساخته شده، نه ادامه آن.
نگهبانها بین خودشان حرف میزنند. نگاهها کوتاه و سرد است. بعد یکی از آنها دوباره برمیگردد و به او نگاه میکند. نه با خشم. نه با ترحم. فقط با عادت.
در اطراف، ردیفهایی از آلونکها دیده میشود. فضایی خاموش. فرسوده. جایی که امید در آن کمکم رنگ میبازد و جای خود را به پذیرش میدهد.
و شاید عجیبترین حس همین باشد. وقتی دیگر برای فرار کردن هم انرژی نداری. وقتی به جای مقاومت، فقط سکوت میکنی. و با خودت فکر میکنی این همان نقطهای است که باید به آن میرسیدی.
این کتاب از همین لحظههای تلخ ساخته شده. از تجربهای واقعی که مرز بین زندگی و بقا را نشان میدهد. روایتی بدون فیلتر از جهانی که در آن انسانها به حداقل میرسند، اما هنوز درونشان چیزی باقی میماند.



دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.